السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

504

تفسير الميزان ( فارسي )

باشد ، و مسخر خدا است نه يله و رها ، و خلاصه زندگى آخرت خاصيت مخصوص به خود را ، از خدا دارد ، نه از خودش . از اينجا يك حقيقت روشن مىشود و آن اين است كه حيات حقيقى بايد طورى باشد كه ذاتا مرگپذير نباشد ، و عارض شدن مرگ بر آن محال باشد ، و اين مساله قابل تصور نيست مگر به اينكه حيات عين ذات حى باشد ، نه عارض بر ذات او ، و همچنين از خودش باشد نه اينكه ديگرى به او داده باشد ، هم چنان كه قرآن در باره خداى تعالى فرموده : « وَتَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ » ، « 1 » و بنا بر اين ، پس حيات حقيقى ، حيات خداى واجب الوجود است ، و يا به عبارت ديگر حياتى است واجب ، و به عبارت ديگر چنين حياتى اين است كه صاحب آن به ذات خود عالم و قادر باشد . از اينجا كاملا معلوم مىشود كه چرا در جمله : « هُوَ الْحَيُّ لا إِله إِلَّا هُوَ » « 2 » حيات را منحصر در خداى تعالى كرد ، و فرمود : تنها او حى و زنده است ، و نيز معلوم مىشود كه اين حصر حقيقى است نه نسبى ، و اينكه حقيقت حيات يعنى آن حياتى كه آميخته با مرگ نيست و در معرض نابودى قرار نمىگيرد تنها حيات خداى تعالى است . و بنا بر اين در آيه مورد بحث كه مىفرمايد : * ( « اللَّه لا إِله إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ » ) * ، و همچنين آيه : « الم اللَّه لا إِله إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ » « 3 » مناسبتر آن است كه كلمه « حى » را خبر بگيريم ، و بگوئيم كلمه « اللَّه » مبتداء ، و جمله « لا إِله إِلَّا هُوَ » خبر آن ، و كلمه « حى » خبر بعد از خبر ديگرى براى آن است ، تا انحصار را برساند ، چون در اين صورت تقدير آن « اللَّه الحى » مىشود ، مىرساند كه حيات تنها و تنها خاص خدا است ، و اگر زندگان ديگر هم زندگى دارند خدا به آنها داده است . كلمه « قيوم » بطورى كه علماى صرف گفته‌اند ، بر وزن « فيعول » است ، هم چنان كه كلمه « قيام » بر وزن « فيعال » از ماده قيام است ، صفتى است كه بر مبالغه دلالت دارد ، و قيام بر هر چيز به معناى درست كردن و حفظ و تدبير و تربيت و مراقبت و قدرت بر آن است ، همه اين معانى از قيام استفاده مىشود ، چون قيام به معناى ايستادن است ، و عادتا بين ايستادن و مسلط شدن بر كار ملازمه هست ، از اين رو از كلمه « قيوم » همه آن معانى استفاده مىشود .

--> ( 1 ) بر خدايى توكل كن كه زنده اى است كه هرگز نمىميرد . « سوره فرقان ، آيه 58 » ( 2 ) سوره غافر ، آيه 2 ( 3 ) سوره آل عمران ، آيه 1